عشق؟؟؟؟؟؟

تئاتر.فیلم.شعر.نمایشنامه.فیلمنامه.موسیقی.درد و دل.و هرچی دلت میخواد
قصهء دل را چنین آغاز کرد
دوری و تنهای و درد و گریز
تا وصال یار باید درد را دنبال کرد
درد ما شد دوری و غصه خدایا خسته ایم
مابرای عشق بازی شیشه ها بشکسته ایم
شیشه ای دل را چنان کردم زلال از عشق یار
تا بجومبم جور یار این شیشه را بیمار کرد
آه ای زیبایی این هست و نیست ای عاشق همیشگی
بر سر این راه ما کن یاری و ده صبر بیش
بيا هم صدا بشيم
بيا هم صدا بشيم
بيا بيا تا از ظلمت اين زمونه جدا بشيم
بيا تا چشم فلك را كور كنيم
واسه اين دلاي يخ بسته اجاقي جور كنيم
بيا هم صدا بشيم
گوش فلك را كر كنيم
بيا تا دلاي خاك گرفته رو جارو كنيم
بيا تا اونجوري كه دلها ميخوان نگاه كنيم
واسه اين دنيا ي تاريك يك چراغ پيدا كنيم
بيا هم صدا بشيم
به انتظار نشستم چرا خبر نرسيد ؟
به انتظار حضورت دلم رميد و رميد
به اشتياق نگاهي براي يك لحظه
به انتظار نوايي به قدر يك كلمه
تو اي قلندر دوران تو اي ابا صالح
تو اي چراغ زمانه تو اي طلوع و ظهور
بيا دگر جگرم شد چو خون رنگارنگ
بيا ز ديد ن رويت شوم چو ديوانه
به انتظار بشينم دگر زبا ن نزنم
به انتظار بشينم دگر پلك نزنم
بيا به جا ن محمّد ( ص )
بيا به جان حسين ( ع )
بيا كه فاطمه ( س ) گويد
بيا بيا مهدي ( عج )
بيا اي ساقي لب تشنگان اي يوسف كنعان كجايي ؟
دلم در دوريت گشته چو جام بي شرابي !
بيا ديگر جهان طاقت ندارد اين جدايي
بيا دیگر پدر اشكي ندارد در نگاهي
بيا اين دوري هجران شده است چون زهر ماري
بيا ديگر اثر نتواند اين افكار كه آيي
بيا اي يوسف من ليلي خوش خط و خالم
فقانم خشك سالم بينوايم گر نيايي
با پاي پياده چشم گريا ن
با قلب شكسته ذهن ويران
من سوي تو مي شوم روانه
اي صاحب قلب و دين و افكار
اي نامي و نامي علمدار
اي مهدي صاحب زما نه
من چشم دلم به سوي عشق است
اي عاشق و مالك زمانه
مهرم به دلت چو بسته گيسو
اي رحمت و اي شه زما نه
من سوي تو ميشم روانه
من سوي تو مي شوم روانه
يه اتاق تنگ و تاريك
يه محيط سرد و بي روح
تك و تنها در كناري
زندگي ميخواهدش ![]()
(( آن محبت از ته دل بود و من چون بي دلان
دنبال مهري سو كجا ميرفتم و نالان و گريان
و پريشان خاطرو خسته به خودم ميگفتم
اي تاريك تو را با دل چه پيماني كه
مي رقصي و مي جنگي و مي خواني كه دل در
دل به دل ميگويد كه دلداري دلي را در دهستاني به دل دارش كه
دل در دل ندارد ميفروشد به چند دينار
براي رفع افكارش ))
به ارش و فرش آرد عاشقان را
اگر بر عشق کس کردی حسادت
بدان ویران کنی هم این و آن را
حسادت بین هرکس باشد اما
ببین بر باد داد ست دوستان را
میان عشق ها دیوار بستند
برای عشق ما تومار بستن
حسادت ای خراب خانه ي تو
چه كردي خرابي جهان را
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()